يهوديان نبودند كه عربي را به‌همان آساني زبان اسپانيايي مي‌توانستند بخوانند و با خود اين‌ وسيله آشنايي كافي داشتند؟ يقين است اغلب رصدهايي كه زيج طليطلي مبتني بر آنهاست به‌ كمك ابزارهاي ديگري صورت گرفته‌، جز اين كه شكل اين ابزارها به شهادت كتاب حكمت‌1 اندكي تغيير يافته است‌.
ابزار ديگري كه احتمالاً اندكي بعد به وسيله‌ٴ جابر بن افلح ابداع شد -- يعني اگر انتساب‌ رگيومُنتانوس درست باشد -- حلقه‌ٴ شامله‌2 بود؛ دستگاهي شامل دو دايره‌ٴ مدرج در دو سطح قائم‌.
معاصران مسيحي جابر طبعاً در هر زمينه‌اي از همكاران مسلمان خويش مهارت كمتري‌ داشتند. بسياري‌شان كه سرگرم ترجمه‌ٴ متون عربي بودند، كمتر پيش مي‌آمد كه جاه‌طلبي‌شان از آن پيشي گيرد -- هم‌چنان‌كه رسم مردمي از اين قبيل است -- آنان براي ترجمه‌ٴ متون جديدتر زحمت بيشتري به خود نمي‌دادند و براي اين كه دردسرشان كمتر باشد معروف‌ترين رساله‌ها يعني رساله‌هاي قديمي‌تر را انتخاب مي‌كردند. از اين‌رو، رساله‌اي از سده‌ٴ دهم‌، از آثار مسلمةبن‌ احمد مجريطي را يك بار يوحناي اشبيلي به لاتيني ترجمه كرد، بار ديگر رودلف بروژي‌. رساله‌ٴ ناشناس ديگري را رابرت چستري در 1147 ترجمه كرد؛ رساله‌ٴ ابن‌صفار (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم‌) به دست افلاطون تيوولي ترجمه شد. آدلارد باثي انگليسي استقلال رأي بيشتري نشان داد، چون‌ در حدود 1144، رساله‌ٴ اصيل را راجع به اسطرلاب نوشت‌. عجيب است كه تنها راصد مسيحي‌ اين زمان‌، انگليسي ديگري بود به نام والكر مالورني‌. والكر در 1135 درگذشت‌، ولي مقارن‌ سال‌هاي 1091--1092، خسوفي را در ايتاليا به‌وسيله‌ٴ يك اسطرلاب رصد كرد. اين والكر را مي‌توان نخستين اخترشناس اروپايي ناميد.3 او از يك تبار لوتارنگي‌4 و با علم عربي آشنا بود. با اين حال جالب‌ترين نكته درباره‌ٴ او اين است كه رصدهاي مستقلي انجام داد و آنها را ثبت كرد.
اينك‌، به شرق يعني به ايران برگرديم‌. اهميتي كه مسلمانان براي ابزارهاي نجومي قائل بودند


Libros del saber .1
2 torquetum. در فرهنگ‌هايي كه ديده شد، از قبيل آكسفورد يك جلدي و وبستر سه جلدي و امثال آنها، اين واژه به دست نيامد. توصيفي كه از آن شده‌ مطابق است با حلقه‌ٴ شامله‌ٴ افقي كه در گاهنامه‌ٴ 1131، ص 110، توصيف شده و به خجندي منسوب است‌. -- م‌.
3 .واژه‌ٴ اروپايي‌، به صورتي كه در اين‌جا و جاهاي ديگر به كار مي‌برم‌، اشاره به مسيحيان است در مقابل مسلمانان و يهوديان‌، و واژه‌ٴ لاتيني (يعني نويسندگان‌ لاتيني و كاتوليك‌هاي رومي‌) در برابر يوناني‌، اسلاوي و شرقيان ديگر.
4 .درباره‌ٴ سهم لوتارنگيا در معرفي علوم عربي به اروپا  ¿
James Westfall,Thompson ,The introduction of Arabic science into Lorraine in the tenth century", Isis 12, pp. 184-193,1929) " Mary Catherine, Welborn, "Lotharingia as a center of Arabic and scientific influence in the eleventh century to appear in Isis